پرسه های مهتابی
انسان برای پیروزی آفریده شده استءاو را میتوان نابود کردءامانمی توان شکست داد
دوستان دختر رز توبه ز مستوري كرد/ شد بر محتسب و كار به دستوري كرد آمد از پرده به مجلس عرقش پاك كنيد/ تا نگوييد حريفان كه چرا دوري كرد جاي آن است كه در عقد وصالش گيرند/ دختري مست چنين كاين همه مشتوري كرد مژدگاني بده اي دل كه دگر مطرب عشق/ راه مستانه زد و چاره مخموري كرد نه شگفت ار گل طبعم ز نسيمش بشكفت/ مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوري كرد نه به هفت آب، كه رنگش به صد آتش نرود/ آنچه با خرقه زاهد مي انگوري كرد حافظ افتادگي از دست مده ز آنكه حسود/ عرض و مال و دل و دين در سر مغروري كرد مادربزرگ "زنده یاد حسین پناهی"
گم كرده ام در هياهوي شهر
آن نظر بند سبز را
كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اولين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم ...
| Design By : Night Skin |


