تبليغاتX
پرسه های مهتابی


پرسه های مهتابی

انسان برای پیروزی آفریده شده استءاو را میتوان نابود کردءامانمی توان شکست داد

لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند

نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 12:9 PM توسط مریم| |

خوشبختي و بدبختي براي يه مرد شجاع مثل دست راست و چپش مي مونه . اون هر دوشونو به كار مي‌بره

نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 12:7 PM توسط مریم| |

مردم به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصميم ميگيرند. خوشبختي به سراغ كسي ميرود كه فرصت انديشيدن در مورد بدبختي را نداشته باشد

نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 12:5 PM توسط مریم| |

چه بسا اشخاصي که تنها با طنين کلنگ گورکن از خواب غفلت بيدار مي شوند

نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 12:2 PM توسط مریم| |

آدمك آخر دنياست بخند

آدمك مرگ همين جاست بخند

دست خطي كه تو را عاشق كرد

شوخي كاغذي ماست بخند

آدمك خر نشوي گريه كني

كل دنيا سراب است بخند

آن خدايي كه بزرگش خواندي

به خدا مثل تو تنهاست بخند

نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 11:56 AM توسط مریم| |

سرم خوش است و به بانگ بلند مي گوييم/ كه من نسيم حيات از پياله مي جوييم

عبوس زهد به وجه خمار ننشيند/ مريد خرقه دُردي كشان خوش خويم

گرم نه پير مغان در به روي بگشايد/ كدام در بزم چاره از كجا جويم

نكن در اين چمنم سرزنش به خودرويي/ چنانكه پرورشم مي دهند مي رويم

تو خانقاه خرابات در ميانه مبين/ خدا گواست كه هر جا كه هست با اويم

غبار راه طلب كيمياي بهروزي ست/ غلام دولت آن خاك عنبرين بويم

ز شوق نرگس مست بلد بالايي/ چو لاله با قدح افتاده برلب جويم

شدم فسانه به سرگشتگي و ابروي دوست/ كشيد در خم چوگان خويش چون گويم

بيارمي كه به فتواي حافظ از دل پاك/ غبار زرق به فيض قدح فرو شويم

نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 11:55 AM توسط مریم| |

بهترین اتفاق زمانی اتفاق می افته که حتی فکرش را نمی کنی.

همینطور بر عکس

نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 0:21 AM توسط مریم| |

براي لذت بردن از زندگي کافيه کمي احمق باشي

نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 0:19 AM توسط مریم| |

تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است

نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 0:17 AM توسط مریم| |

دانستن مرگ شروع دلهره های بودن است و فهمیدنش پایان همه دلهره ها

نوشته شده در پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 11:59 PM توسط مریم| |

حقیقت را نباید جوید: تلخی‌اش آزار می‌دهد.
باید بلعید تا تمام مراحل تجزیه‌اش درون خودت انجام شود؛ نباید بگذاری کسی چیزی بفهمد.

نوشته شده در پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 11:58 PM توسط مریم| |

نوشتن حرف دل
نه زبان شاعرانه می خواهد،

نه کلمه های قلنبه سلنبه ادبی
قلمی و کاغذی و نیمچه سوادی
کفایت می کند،
به گمانم

نوشته شده در پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 11:57 PM توسط مریم| |

گر دست رسد در خم گيسوي تو بازم/ چون گوي چه سرها كه به چوگان تو بازم

زلف تو مرا عمر درازست ولي نيست/ در دست سر مويي از آن عمر درازم

پروانه راهت بده اي شمع كه امشب/ از آتش دلپيش تو چون شمع گدازم

آن دم كه به يك خنده دهم جانچو صراحي/ مستان تو خواهم كه كه گزارند نمازم

چون نيست نماز من آلوده نمازي/ در ميكده ‍ز آن گم نشود سوز و گدازم

در مسجد و ميخانه خيالت اگر آيد/ محراب و كمانچه زد و ابروي تو سازم

گر خلوت ما را شبي از رخ بفروزي/ چون صبح بر آفاق جهان سر بفازم

محمود بود عاقبت كار در اين راه/ گر سر برود در سر سوداي ايازم

حافظ غم دل با كه بگويم كه در اين دور/ جز جام نشايد كه بود محرم رازم

نوشته شده در شنبه 17 آذر1386ساعت 11:10 PM توسط مریم| |

با دو روز تاخير اينم فال اين هفته

خواهشا نظر بديد و گاه مفهوم فالو مي دونيد بگيد برام. مرسي

نوشته شده در شنبه 17 آذر1386ساعت 10:13 PM توسط مریم| |

لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند

نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 2:30 PM توسط مریم| |

براي رسيدن به چيزی كه تا به حال نداشتی بايد كسی باشی كه تا به حال نبودی .

نوشته شده در جمعه 9 آذر1386ساعت 2:51 PM توسط مریم| |

دوش بيماري چشم تو ببرد از دستم/ ليكن از لطف لبت صورت جان مي بستم

عشق من با خط مشكين تو امروزي نيست/ ديرگاه است كز اين جام هلالي هستم

از ثبات خودم اين نكته خوش آمد كه به جور/ در سر كوي تو از پاي طلب ننشستم

عافيت چشم مدار از من ميخانه نشين/ كه دم از خدمت رندان زده ام تا هستم

در ره عشق از آن سوي فنا صد خطر است/ تا نگويي كه چو عمرم به سر آمد رستم

بعد از اينم چه غم از تير كج انداز حسود/ چون به محبوب كمان ابروي خود پيوستم

بوسه بر درج عقيق تو حلال است مرا/ كه به افسوس و جفا مهر وفا نشكستم

رتبت دانش حافظ به فلك بر شده بود/ كرد غمخواري شمشاد بلندت پستم

صنمي لشكري ام قارت دل كرد و برفت/ آه اگر عاطفت شاه نگيرد دستم

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:41 AM توسط مریم| |

از امروز 86/9/8 هر پنجشنبه با يه نيت براي همه فال حافظ مي گيرم مي ذارم تو وبلاگ

اميدوارم خوشتون بياد. ممنون ميشم اگه نظر بديد و معني فالو برام بنويسيد. مرسي

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:41 AM توسط مریم| |

اگر قرار است براي چيزي زندگي را خرج كنيم

بهتر است كه آن را خرج لطافت يك لبخند كنيم.

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:38 AM توسط مریم| |

اگر خدا نخواهد

در ميان گردباد بي رحم زندگي

شمع بي سرپناه اميدت

خاموش نخواهد شد!

ايمان دارم

باور كن!

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:38 AM توسط مریم| |

دفترچه قست هايم را ورق مي زنم

تمامي ندارد!

تا آخر عمر بدهكار رحمتت هستم

اي خداي مهربان

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:37 AM توسط مریم| |

يادت باشه اگه دنيا زنگ تفريح

زنگ بعد حساب داريم.

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:37 AM توسط مریم| |

چه سر نوشت غم انگيزيست كه كرم ابريشم تمام عمر قفس مي ساخت ولي به فكر پريدن بود!

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:36 AM توسط مریم| |

هيچ وقت رازتو به هيچ كس نگو

وقتي نمي توني خودت حفظش كني، چطور انتظار داري كس ديگه اي برات حفظش كنه!!!

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:36 AM توسط مریم| |

لبخند مي زنم

به آسمان

به هر جايي كه امكان دارد

به زمين

خداوند عاشق ماست

چه سعادتي والاتر از اين!!!

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:35 AM توسط مریم| |

هيچ كسي را نصيحت نكن

زيرا كه عاقل بدان احتياج ندارد

و نادان بدان توجهي ندارد

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:35 AM توسط مریم| |

من قامت بلند تو را در قصيده اي با نقش قلب سنگ تو تصوير مي كنم...

من به چشمان خيال انگيزت معتادم و در اين راه تباه عاقبت هستي خود را دارم...

گاه مي انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس مي گويد

آن زمان كه خبر مرك مرا مي شنوي

روي خندان تو را كاشكي مي ديدم

شانه بالا زدنت را بي قيد

و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد

و تكان دادن سر را

كه عجيب عاقبت مرد!

افسوس...

چه كسي باور كرد

جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد

مي تواني تو به من زندگاني بخشي

يا بگيري از آنچه را مي بخشي!

«حميد مصدق»

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:34 AM توسط مریم| |

خوشبختي داشتن دوست داشتن ها نيست، دوست داشتن داشتن هاست.

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:33 AM توسط مریم| |

حد نهايي آرام زيستن و بي تشويش زندگي كردن دراز كشيدن در عمق دو متري خاك است.

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:32 AM توسط مریم| |

دنيايي كه عاقلانش ديوانه اند

براي عاقل شدن بايد ديوانه شد!!!

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 11:30 AM توسط مریم| |

زندگي

زندگي سه چيز بيش نيست:

به اجبار به دنيا آمدن

با غم زيستن

با آرزو مردن!!!

نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 10:51 AM توسط مریم| |

آنگاه كه دوست داري همواره كسي به يادت باشد به ياد من باش كه من هميشه به ياد توام.(سوره بقره، آيه 159)

نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:37 PM توسط مریم| |

هميشه فكر كن توي يه دنياي شيشه اي زندگي مي كني پس سعي كن به طرف كسي سنگ پرتاب نكني چون اولين چيزي كه مي شكنه دنياي خودته!!!

نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:35 PM توسط مریم| |

پائيز حرف تازه اي براي گفتن ندارد ولي از منبر بلند باد كه بالا مي رود درختان چه زود به گريه مي افتند.

نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:34 PM توسط مریم| |

اگر به خانهء من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچهء خوشبخت بنگرم

نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:18 PM توسط مریم| |

اگه فكر كردي يه روزي نبودن كسي بهتر از بودنشهچشماتو ببند و فكر كن كه ديگه نداريش اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودتم دروغ ميگي.

نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:17 PM توسط مریم| |

زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهر مي شون، پس هر وقت تو قسمت تاريك زندگيت قرار گرفتي بدون كه خدا مي خواد زيباترين تصويرو از تو بسازه!!!

نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:16 PM توسط مریم| |

بي دل و خسته در خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند ولي حيف كه من زاده امروزم، خدايا جهنمت فرداست، پس چرا امروز مي سوزم؟!!!

نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:14 PM توسط مریم| |

خدا نمي خواست در كوير عدم تنها نفس بكشد، پس در پس پرده غيب براي ابد مجهول ماند.

«دكتر علي شريعتي»

نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 1:33 PM توسط مریم| |

در باغ بي برگي زاده شدم و در ثروت فقر غني گشتم و از چشمه ايمان سيراب شدم و در هواي دوست داشتن دم زدم و در آرزوي آزادي سر برداشتم و در بالاي غرور قامت كشيدم و از دانش طعامم دادند و شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم كردند تا "حقيقت" دينم شد و راه رفتنم و "خير" حياتم شد كار ماندنم و "زيبايي" عشقم شد و "تنهايي" بهانه زيستنم.

«دكتر علي شريعتي»

نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 1:32 PM توسط مریم| |

زندگي هم زشت هم زيباست

گر كه زشتي آفريدي

زشتي اش در قعر شب پيداست

گر كه زيبايي

يقين

مي ماند و خود

نقش بي همتاست

پس تويينقش آفرين

نقاشي ات يكتاست

مي كشي نقش پري، تا آورد

از آسمان رازي

كزان روشن شود دنيا

مي كشي ديوي كه باشد بي سر و بي پا

مي وزد توفنده بادي

غرد و ويران كند هر جا

بازوانت پر توان

خود مي كني تقدير خود

يا زشت يا زيبا

پس تويي نقش آفرين نقاش بي همتا

نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 1:30 PM توسط مریم| |

السلام عليك يا علي بن موسي الرضا

امروز آرزوهاتو روي بال فرشته ها بذار و تا رسيدنشون به آسمون دعا كن، صداي اجابت كه به دلت رسيد ما رو فراموش نكن

نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 1:29 PM توسط مریم| |

لذت داشتن یک دوست خوب توی یه دنیای بد مثله

خوردن یک قهوه ی گرم زیر برفه درسته که هوا رو

گرم نمی کنه اما تو رو دل گرم می کنه

نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 0:31 AM توسط مریم| |


Design By : Night Skin