تبليغاتX
پرسه های مهتابی
انسان برای پیروزی آفریده شده استءاو را میتوان نابود کردءامانمی توان شکست داد
خداوند هر گاه بخواهد انسانی را فاسد كند او را به تمامی آرزوهایش می رساند

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:50 PM  توسط مریم  | 

اشتباه فرصتی است كه هوشمندتر باشیم. هنری فورد
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:47 PM  توسط مریم  | 

اگر در صحنه حق و باطل نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی، هر جا كه میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یكیست! (دكتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:43 PM  توسط مریم  | 

هر چه قفس تنگ تر باشد ، آزادی شیرین تر به نظر می رسد .

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:39 PM  توسط مریم  | 

نه مرگ آنقدر ترسناك است و نه زندگی آنقدر شیرین كه آدمی پای بر شرافت خود بگذارد. امام علی (ع)
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:36 PM  توسط مریم  | 

چیزهایی را که دوست داری به دست آور. چون مجبور خواهی شد آنچه را که به دست می اوری دوست داشته باشی
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:35 PM  توسط مریم  | 

بدنیا آمده ام که انسان باشم. همین! نه فرشته و نه حیوان ... یک انسان با همه نقص ها و قدرتهایش. بر آنم که همواره از انسان بودنم لذت ببرم و دفاع کنم. چیز کمی نیست
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:32 PM  توسط مریم  | 

زندگی چیست ؟ اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟ اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟ اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟ اگر زندگی است چرا می میریم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟ اگه عشق نیست چرا عاشقیم
دکتر شریعتی
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:27 PM  توسط مریم  | 

من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام.
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 3:2 PM  توسط مریم  | 

هر وقت خداوند بهت نعمتی داد، بگو: الحمدلله

هر وقت ناراحت شدی، بگو: لا حول و لا قوة الا بالله

هر وقت رزقی ازت گرفته شد، بگو: استغفرالله
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 2:58 PM  توسط مریم  | 

بی تقلب ترین امتحان، امتحان از خویش است.(بایزید بسطامی)

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 2:55 PM  توسط مریم  | 

درخت هر قدر هم بلند باشد ، کوتاه ترین تبر به تنه اش می رسد.
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 2:52 PM  توسط مریم  | 

به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد .......... دانته
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 2:48 PM  توسط مریم  | 

پاسخ يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک پرسش امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است . 
 
پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟ 
 
اکثر دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند.
 
اما يکی از آنها چنين نوشت: 
 
اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند.
پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر. 
برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند.
با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد:
 
۱) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود. 
۲) اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزند.
 
اما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج کنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم است.
 
تنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 11:45 AM  توسط مریم  | 

سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز مبارک
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:29 PM  توسط مریم  | 

میرسد اینک بهار...

بوی باران ،بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عـطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:28 PM  توسط مریم  | 

خوش به حال دانه ها و سبزه ها. خوش به حال غنچه هاي نيمه باز. خوش به حال دختر ميخک که ميخندد به ناز. خوش به حال جام لبريز ازشراب. خوش به حال آفتاب ؛. نرم نرمک ميرسد اينک بهار. خوش به حال روزگار ... خوش به حال روزگار ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:25 PM  توسط مریم  | 

بهار می رسد اما زگل نشانش نیست

نسیم رقص گل آویز گل فشانش نیست

دلم به گریه خونین ابر می سوزد

که باغ خنده به گلبرگ ارغوانش نیست

چمن بهشت کلاغان وبلبلان خاموش!

بهار نیست به باغی که باغبانش نیست.

چه دل گرفته هوایی چه پا فشرده شبی

که یک ستاره ی لرزان در آسمانش نیست!

کبوتری که در این آسمان گشاید بال

دگر امید رسیدن به آشیانش نیست.

ستاره نیز به تنهای اش گمان نبرد

کسی که همنفسش هست وهمزبانش نیست!

جهان به جان من آن گونه سرد مهری کرد

که در بهار و خزان کار با جهانش نیست

ز یک ترانه به خود رنگ جاودان نزند

دلی که چون دل من رنج جاودانش نیست.

(فریدون مشیری)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:21 PM  توسط مریم  | 

خدایا، تو را قسم به برکت گندم زار
من را در این سال به گونه ای بساز

شکل بده و بتراش ، تا برای صلح بکوشم

هر کجا نفرت است ، عشق باشم

هر کجا کینه است ، عفو باشم

هر کجا یأس است ، امید شوم

هر کجا غم است ، شادی شوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:13 PM  توسط مریم  | 

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم. يا مقلّب القلوب و الأبصار، يا مدبّر الليل و النّهار، يا محوّل الحول و الأحوال،. حوّل حالنا الى احسن الحال

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:6 PM  توسط مریم  | 

دوستان دختر رز توبه ز مستوري كرد/ شد بر محتسب و كار به دستوري كرد

آمد از پرده به مجلس عرقش پاك كنيد/ تا نگوييد حريفان كه چرا دوري كرد

جاي آن است كه در عقد وصالش گيرند/ دختري مست چنين كاين همه مشتوري كرد

مژدگاني بده اي دل كه دگر مطرب عشق/ راه مستانه زد و چاره مخموري كرد

نه شگفت ار گل طبعم ز نسيمش بشكفت/ مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوري كرد

نه به هفت آب، كه رنگش به صد آتش نرود/ آنچه با خرقه زاهد مي انگوري كرد

حافظ افتادگي از دست مده ز آنكه حسود/ عرض و مال و دل و دين در سر مغروري كرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 بهمن1386ساعت 1:34 PM  توسط مریم  | 

مادربزرگ
گم كرده ام در هياهوي شهر
آن نظر بند سبز را
كه در كودكي بسته بودي به بازوي من
در اولين حمله ناگهاني تاتار عشق
خمره دلم
بر ايوان سنگ و سنگ شكست
دستم به دست دوست ماند
پايم به پاي راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تكه تكه از دست رفته ام
در روز روز زندگانيم ...

"زنده یاد حسین پناهی"

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 2:33 PM  توسط مریم  | 

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 2:39 PM  توسط مریم  | 

اللهُمَّ اجْعَل مَحْيايَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ ال مُحَمَّد وَ مَماتي مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ ال مُحَمَّد

+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 1:25 PM  توسط مریم  | 

السَّلامُ عَلي الحُسَيْن وَ عَلي عَلِيّ بْن الحُسَيْن وَ عَلي اَوْلادِ الحُسَين وَ عَلي اَصْحابِ الحُسَين

+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 1:18 PM  توسط مریم  | 

من ترك عشق شاهد و ساغر نمي كنم/ صد بار توبه كردم و ديگر نمي كنم

باغ بهشتو سايه طوبي و قصر حور/ با خاك كوي دوست برابر نمي كنم

تلقين و درس اهل نظر يك اشارت است/ گفتم كنايتي مكرر نمي كنم

هرگز نمي شود ز سر خود خبر مرا/ تا در ميان ميكده سر بر نمي كنم

شيخم به طيره گفت برو ترك عشق كن/ محتاج جنگ نيست برادر نمي كنم

پير مغان حكايت معقول نمي كند/ معذورم از محال تو باور نمي كنم

اي تقوي ام تمام كه با شاهدان شهر/ ناز و كرشمه بر سر منبر نمي كنم

حافظ جناب پير مغان جاي دولت است/ من ترك خاكبوسي اين در نمي كنم

+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 11:23 PM  توسط مریم  | 

 

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم
یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم
بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  جمعه 14 دی1386ساعت 2:54 PM  توسط مریم  | 

از عقیده ات با تمام وجود دفاع کن

 

چرا که "سکوت" :

 

سرآغاز کار برای ویرانی توست !!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 11:9 PM  توسط مریم  | 

سه تاري كه هيچ وقت نواختنش را نياموختي بردار

و شادمانه ترين ترانه اي كه شنيده اي بنواز

تا نسيم اميد را...

بر گونه هايت احساس كني!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 11:8 PM  توسط مریم  | 

سلام. این شعرو تو وبلاگ نوشته بودم. ولی حالا کاملش کردم.

آدمـک آخــرِ  دنیــاست، بخند

آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند

آن خـدایی که  بـزرگش خوانـدی

به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند

دستخطی  کـه  تـو را عاشـق کرد

شوخـیِ  کاغــذی  ماسـت، بخند

فکر کن   دردِ  تـو  ارزشـمند است

فکر کن  گریـه چـه  زیباست، بخند

صبحِ فردا به  شبت  نیست که نیست

تـازه  انگار کـه فـرداسـت، بخند

راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم

پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند

آدمــک نغمــهء  آغــاز نخوان

به خدا آخر دنیاست بخند

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 2:59 PM  توسط مریم  |